p12
بنگچان با لحنی که سعی میکرد منطقی باشد اما رگههایی از جدیت در آن بود، گفت. «من میرم. مینهو، من وظیفه دارم که امنیتِ داراییهای تو رو حفظ کنم، و یونا الان جزئی از امنیتِ این معاملهست. پس بشین و صبر کن.»مینهو با نگاهی پر از نفرت و درماندگی به بنگچان زل زد، اما میدانست حرفِ او درست است.بنگچان با سرعت وارد جنگل شد. صدای خشخشِ برگها زیر پایش، مثل صدای تیکتاکِ یک بمب بود. ده دقیقه گذشت. ده دقیقهی پر از اضطراب. تا اینکه بالاخره، در میانهی درختهای انبوه، آن صحنه را دید. یونا روی زمین نشسته بود، لرزشِ خفیفی در شانههایش مشخص بود و خرگوشش هم با ترس در بغلش خودش را جمع کرده بود.بنگچان با قدمهای سریع نزدیک شد. «یونا! اینجا چیکار میکنی؟» لحنِ بنگچان، هنوز خشک بود.یونا، با چشمهایی که از اشک و درد برق میزد، سرش را بالا آورد. «من… میخواستم خرگوش رو برگردونم به لونهش… اما…» او نتوانست جملهاش را تمام کند.بنگچان وقتی به پای او نزدیکتر شد، رنگ از رخسارش پرید. پای یونا کبود و ورم کرده بود. «تکون نخور.» بنگچان با دقت نگاه کرد و فهمید که استخوان از جایش در رفته است. «یونا، پات… پات در رفته. میتونی راه بری؟.»بدون اینکه منتظرِ جوابِ یونا بماند، او را از زمین بلند کرد و روی شانهاش گذاشت. در طول مسیرِ برگشت، یونا که سرش روی شانهی بنگچان بود، با صدایی که از شدتِ درد میلرزید، گفت: «ممنونم… خیلی ممنونم که دنبالم اومدی …»بنگچان، در حالی که سعی میکرد سنگینیِ بدنِ یونا و گرمایِ نفسهایِ او را نادیده بگیرد، با لحنی سرد جواب داد: «فقط به خاطر قراردادی که با مینهو دارم این کار رو کردم. فهمیدی؟ پس از این به بعد، خودت رو بیشتر مراقب باش. نباید اینقدر بیاحتیاط باشی، فهمیدی؟» اما در دلش، چیزی داشت میلرزید.به محض اینکه وارد سالن شدند، مینهو مثلِ یک موجودِ وحشی که بوی خون حس کرده باشد، خود را به آنها رساند. او یونا را از شانهی بنگچان قاپید و چنان محکم در آغوشش کشید که انگار میخواست او را در اعماقِ وجودش پنهان کند.«کجا بودی؟! دیوونه! اگه بلایی سرت میاومد چی؟ اگه…» صدای مینهو قطع شد بنگچان، در حالی که سعی میکرد فضا را آرام کند، گفت: «مینهو، ول کن! پاش در رفته. باید جاش رو بندازیم.»دکتر سریع آمد. وقتی دکتر خواست پای یونا را لمس کند، یونا با یک جیغِ کوتاه، ناخودآگاه خودش را عقب کشید. «نه! دست نزن! درد داره… خواهش میکنم!»
- ۷۲
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط